سديد الدين محمد عوفى

291

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

من « 1 » بگرفت . چندانكه مرا بديد « 2 » تير در كمان نهاد « 3 » . سوسمارى آنجا خفته بود « 4 » گفت « 5 » اين تير بر دم سوسمار خواهم زد . پس بزد و دم او به زمين بدوخت . پس تيرى ديگر درپيوست و گفت : اين بر مهرهء پشت سوسمار خواهم زد بيت چو بگذشت پيكان بر انگشت او * گذر كرد بر مهرهء پشت او « 6 » پس تيرى ديگر درپيوست و گفت « 7 » : هوش دار كه اين تير بر سينهء تست . گفتم : اللّه اللّه ؛ من شتران به تو بازگذاشتم « 8 » ، تو « 9 » دست از من بدار . گفت : ندارم تا شتران به همان جايگاه باز برى كه آورده‌اى « 10 » . پس شتران را براندم ، و « 11 » به چراگاه « 12 » خود بردم مرا گفت : چه داشت ترا بدين جرأت كه كردى « 13 » ، گفتم : حاجت « 14 » ، و نيز مىديدم كه تو اسراف مىكردى و هرروز به جهت من اشترى مىكشتى « 15 » ، گفتم مرا از مروت تو كارى برنيايد ، گله اشتر « 16 » براندم تا غرض من بحاصل شود « 17 » . گفت : چون چنين است و نان من خورده‌اى « 18 » و حق نان و « 19 » نمك در ميان است « 20 » بيست شتر اختيار كن و بران « 21 » . من بر آن « 22 » بيست شتر اختيار كردم « 23 » آنگاه او را مدحى گفتم « 24 » ؛

--> ( 1 ) مج - من ( 2 ) متن : من برسيدم ، مج - چندانكه مرا بديد ( 3 ) مج + چون من او را بديدم ساعتى وقفه كردم نزديك من يك ، مپ 2 + و گفت ( 4 ) مپ 2 : است ، مج : پيدا شد ( 5 ) مپ 2 - گفت ، مج : او از آنجا آواز داد كه ( 6 ) مج بيت را ضبط نكرده است ( 7 ) مج + اكنون ( 8 ) مج : شتران ترا گذاشتم ( 9 ) مپ 2 - تو ( 10 ) مج : شتران را باز همانجا برى كه بوده‌اند . مپ 2 : تا شتران را به جايگاه خود باز برى ( 11 ) متن : چون ( 12 ) مج : قبيله ( 13 ) مج : ترا چه بر آن داشت كه اين جرأت كردى ( 14 ) مج + وام دارم ( 15 ) متن + من ( 16 ) مپ 2 : گله شتران را ( 17 ) مج : شترانرا برانم و ببرم تا غرضى حاصل شود ( 18 ) مپ 2 - و نان من خورده‌اى ( 19 ) مج - نان و ( 20 ) مج : نمك من ثابت است ( 21 ) متن - بران ، مج : ببر ( 22 ) مج - بر آن ( 23 ) مپ + و براندم ، مج : بگرفتم ( 24 ) مج + كه خلاصهء آن اينست